کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۹ - به یک نظر دل شهری شکاردانی کرد...

1

به یک نظر دل شهری شکاردانی کرد

همیشه جور کنی و آشکاردانی کرد

2

ز طره غالیه بر یاسمین توانی برد

به شیوه معجزه با خنده یار دانی کرد

3

چو باد اگرچه گذر می کنی بهر سویی

به سوی ما نه همانا گذار دانی کرد

4

اگر مراد دل خود طلب کنیم از تو

مراد دشمن ما اختیار دانی کرد

5

تو این ستیزه و ناز و عتاب و شوخی را

اگر به ترک بگویی چه کار دانی کرد؟

6

چه پرسمت ز وفا، گویی: آن نمی دانم

ولی چو بوسه بخواهم کناردانی کرد

7

ستم که بر دل من کرده ای، عجب دارم

که گر به یاد تو آرم شمار دانی کرد

8

اگر چه طفلی و خود را نهی به نادانی

هنوز چاره چون من هزار دانی کرد

9

نگار چهره بپوشی ز اوحدی، لیکن

به خون دیده رخش را نگار دانی کرد

متن شعر کپی شد.