کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۰ - دوش بگذشت و دل از دور تماشایی کرد...

1

دوش بگذشت و دل از دور تماشایی کرد

امشبم حسرت او دیده چو دریایی کرد

2

ز چنان غمزه، که او دارد و ابرو عجبست

که التفاتی به چو من بی سر و بی پایی کرد

3

محتشم را نرسد سرزنش درویشی

کو به عمری هوسی پخت و تمنایی کرد

4

صبر فرمود مرا در ستم خویش و دلم

صبر پندار که امروزی و فردایی کرد

5

نیک خواهان به طبیبی که نشانم دادند

درد دل را نتوان گفت مداوایی کرد

6

طمع از بوس و کنارش ببریدیم که آن

نیست خوانی که توان غارت و یغمایی کرد

7

گر چه بر ما ستم او به هلاک انجامید

هیچ زشتش نتوان گفت، که زیبایی کرد

8

عشق ورزند بتان، لیک چو من بیزوری

پنجه سهلست که با دست توانایی کرد

9

دل که جاییش به درد آمده باشد داند

کاوحدی این همه فریاد هم از جایی کرد

متن شعر کپی شد.