کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۵ - سوز تو شبی بسازم آورد...

1

سوز تو شبی بسازم آورد

وندر سخنی درازم آورد

2

زان دم که تو روی باز کردی

از هر چه بجز تو بازم آورد

3

گر تیغ زنند رخ نپیچیم

زین قبله که در نمازم آورد

4

اقبال به کعبه وصالت

بی درد سر مجازم آورد

5

چون توبه منزل امانی

با بدرقه و جوازم آورد

6

لطف تو به مکه حقیقت

از بادیه حجازم آورد

7

آن بخت که دل به خواب می جست

بیدار ز در فرازم آورد

8

این قاعده نیازمندی

در عهد تو بی نیازم آورد

9

چون دید که: شمع جمع عشقم

اندوه تو در گدازم آورد

10

گستاخی اوحدی برتو

در غارت و ترکتازم آورد

متن شعر کپی شد.