کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۶ - بی تو دل من دمی قرار نگیرد...

1

بی تو دل من دمی قرار نگیرد

پند نصیحت کنان به کار نگیرد

2

هر چه در امکان عقل بود بگفتیم

این دل شوریده اعتبار نگیرد

3

داد من امروز ده، که روز ضرورت

یار نباشد که دست یار نگیرد

4

صید توام، ترک من مگیر، که دیگر

صید چنین کس به روزگار نگیرد

5

روز نباشد که در فراق رخ تو

روی من از خون دل نگار نگیرد

6

بر سر من گر تو خاک راه ببیزی

از تو دلم ذره ای غبار نگیرد

7

هر چه بخواهی بکن، که بنده منقاد

حکم خداوند خویش خوار نگیرد

8

رنج کش، ای اوحدی، که بی المی کس

آرزوی خویش در کنار نگیرد

9

طالب وصلی، که بردبار نباشد

بوسه از آن لعل قند بار نگیرد

متن شعر کپی شد.