کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۸ - چو دل شد زان او هرگز نمیرد...

1

چو دل شد زان او هرگز نمیرد

چو خورد از خوان او هرگز نمیرد

2

به سر می گردم از عشقش، چو دانم

که سرگردان او هرگز نمیرد

3

تن عاشق بمیرد در جدایی

ولیکن جان او هرگز نمیرد

4

به دردش گر دلم زین پیش می مرد

پس از درمان او هرگز نمیرد

5

تنم را پر شود پیمانه عمر

ولی پیمان او هرگز نمیرد

6

به زندان عزیزی در شد این دل

که در زندان او هرگز نمیرد

7

روان اوحدی را هست حکمی

که بی فرمان او هرگز نمیرد

متن شعر کپی شد.