کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۴ - چو میل او کنم، از من به عشوه بگریزد...

1

چو میل او کنم، از من به عشوه بگریزد

دگر چو روی به پیچم به من در آویزد

2

اگر برابرش آیم به خشم برگردد

وگر برش بنشینم به طیره برخیزد

3

به رغم من برود هر زمان، که در نظرم

کسی بجوید و با مهر او در آمیزد

4

شبی که بر سر کویش گذر کنم چون باد

رقیب او ز جفا خاک بر سرم بیزد

5

و گر به چشم نیازش نگه کنم روزی

به خشم درشود و فتنه ای برانگیزد

6

در آتشم من و جز دیده کس نمی بینم

که بی مضایقه آبی بر آتشم ریزد

7

نه کار ماست چنین دوستی، ولی چه کنم؟

که اوحدی ز چنین کارها نپرهیزد

متن شعر کپی شد.