کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۹ - هر سحرم ز هجر تو ناله بر آسمان رسد...

1

هر سحرم ز هجر تو ناله بر آسمان رسد

گر تو جفا چنین کنی، از تو دلم به جان رسد

2

مایه روزگار خود در هوس تو باختم

سود تو می بری، بهل کز تو مرا زیان رسد

3

تیر کمان ابروان بر سپرم مزن، که من

در جگرش نهان کنم، تیر کزان کمان رسد

4

گر ز تو لاله رخ دلم ناله کند، روا بود

دل چو شود ز غصه پر، هم به سر زبان رسد

5

رخت دل شکسته را پیش تو می هلم، ولی

بدرقه گر تویی، سبک دزد به کاروان رسد

6

از ستمی منال، اگر عاشقی آن جمال را

بار چنین بسی بری، تا فرحی چنان رسد

7

آخر کار عاشقان نیست بجز هلاک و خود

بر دل ریش اوحدی، گر تو تویی، همان رسد

متن شعر کپی شد.