کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۳ - آنکه دلم برد و جور کرد و جدا شد...

1

آنکه دلم برد و جور کرد و جدا شد

صید ندیدم ز بند او، که رها شد

2

با دگران سرکشی نمود و تکبر

سرکش و بیدادگر به طالع ما شد

3

رنج که بردیم باد برد و تلف گشت

سعی که کردیم هرزه بود و هبا شد

4

نوبت آن وصل را که وعده همی داد

هیچ به فرصت نگه کرد و قضا شد

5

دل ز برم برد و زهره نیست که گویم:

آن دل سرگشته را که برد و کجا شد؟

6

گر کندم قصد جان دریغ ندارم

کام من آمد چو کام دوست روا شد

7

با همه جوری دلم نداد که گویم:

اوحدی از هجر او شکسته چرا شد؟

متن شعر کپی شد.