کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۸ - باید که مال دنیا مسمار دل نباشد...

1

باید که مال دنیا مسمار دل نباشد

کین مارها که بینی، جز مار دل نباشد

2

بیمار جهل گردد روزی هزار نوبت

از عقل اگر زمانی تیمار دل نباشد

3

وقتی که حرص و شهوت خواری کنند بر دل

آه! ار عنایت او غم خوار دل نباشد

4

سودی ندارد از کس یاری نمودن دل

نور هدایت او تا یار دل نباشد

5

نزد خداپرستان دانی که: چیست طاعت؟

آن سیرتی که در وی آزار دل نباشد

6

یک بار اگر ببینی دل را، یقین بدانی

کین آبگینه هرگز در بار دل نباشد

7

بر قول اوحدی کن گوش، ار نجات خواهی

زیرا که قول او جز مسمار دل نباشد

متن شعر کپی شد.