کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۷ - او همانا نابه شبهای من نشنیده باشد...

1

او همانا نابه شبهای من نشنیده باشد

ورنه هم بر گریهای زار من بخشیده باشد

2

نی، چه باک از ناله من لاله رویی را؟ که صد پی

همچو گل برگریه شبگیر من خندیده باشد

3

ماه گردون از برای گرد خاک آستانش

ای بسا شبها که گرد کوی او گردیده باشد

4

گفتمش: بر روی خاک آلود من نه پای، گفتا:

چون نهم بر خاک پایی را که جایش دیده باشد؟

5

بارها پیچیده باشد بر سرم سودا و رفته

پیش آن بدمهر و از من روی بر پیچیده باشد

6

او مرا خاطر برنجاند، من او را عذر خواهم

همچنان گویم: مبادا خاطرش رنجیده باشد

7

اوحدی را ناپسندی گفت و هر کس کان حکایت

کرده باشد گوش، می دانم که نپسندیده باشد

متن شعر کپی شد.