کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۸ - چون من سر تو دارم سامانم از که باشد؟...

1

چون من سر تو دارم سامانم از که باشد؟

دردم تو می فرستی، درمانم از که باشد؟

2

گفتی: برو ز پیشم، خود می روم، ولیکن

زین غصه گر بمیرم تاوانم از که باشد؟

3

چون در فراق خویشم زار و ضعیف کردی

گر بار غم کشیدن نتوانم، از که باشد؟

4

دردم همی فرستی هر ساعت از برخود

باز آر به درد دوری درمانم، از که باشد؟

5

چون بوسه ای به زاری هرگز نمی دهی تو

گر بعد ازین به زورت بستانم، از که باشد؟

6

دوشم به طنز گفتی: کز کیست این فغانت؟

زخم تو می خورم من، افغانم از که باشد؟

7

جوری که می پسندی بر اوحدی نهانی

گر در میان مردم برخوانم، از که باشد؟

متن شعر کپی شد.