غزل · اوحدی
غزل شماره ۲۵۰ - ز بلبل بوستان پر ناله و فریاد خواهد شد...
1
ز بلبل بوستان پر ناله و فریاد خواهد شد
که صحرا سبز و گلها سرخ و دلها شاد خواهد شد
2
عروس گل ز اطراف چمن در جلوه می آید
بیا، گو: بلبل مشتاق اگر داماد خواهد شد
3
ز بس کالحان داودی ز مرغان عزیمت خوان
به گوش من رسید، امشب زبورم یاد خواهد شد
4
چنان می نالم از سودای آن گل چهره هر صبحی
که از نالیدن من عندلیب استاد خواهد شد
5
ز عشق روی آن لیلی من ار مجنون شوم شاید
که گر شیرین ببیند روی او فرهاد خواهد شد
6
نه تنها آبرویم برد و در جانم فگند آتش
که خاکم کرد و خاکم نیز هم بر باد خواهد شد
7
گرفتم کاوحدی آزاد گشت از هر که در عالم
ز بند او نمی دانم که چون آزاد خواهد شد؟