کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۴ - خواهم شبی بر آن دهن تنگ میر شد...

1

خواهم شبی بر آن دهن تنگ میر شد

کامشب مرا تعلق او در ضمیر شد

2

این باد زلف اوست که باد بنفشه برد

وین خاک کوی او که نسیمش عبیر شد

3

از هجر آن پری که خمیرم ز خاک اوست

خاک جهان ز خون دو چشمم خمیر شد

4

مهر خود از دلم، دگران گو: برون برید

کم در درون محبت او جایگیر شد

5

در جان دوست هیچ اثر خود نمی کند

آن نالها که از دل من بر اثیر شد

6

ای مدعی، دگر به خلاصش نظر مدار

مرغی، که صید آن صنم بی نظیر شد

7

گر زخم تیر غمزه خوبان ندیده ای

از اوحدی شنو، که درین درد پیر شد

متن شعر کپی شد.