کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۷۷ - صبا، رمزی بگو از من به دلداری که خود داند...

1

صبا، رمزی بگو از من به دلداری که خود داند

و گر گوید: کدامست این؟ بگو: یاری که خود داند

2

مگو: از فرقتت چونست شیدایی که خود بیند؟

مگو: از حسرتت چون شد گرفتاری که خود داند

3

اگر چشمش ترا گوید: ز عشق کیست درد او؟

بگو: رنجور بود از بهر بیماری که خود داند

4

حدیثی گر دراندازد که: بی من چون همی سازد؟

بگو: بی دوست چون سازد؟ طلب کاری که خود داند

5

ز رویش گر خطاب آید که: هستش میل من یا نه؟

تو پیش زلف غمازش بگو :آری ،که خود داند

6

دهانش گر نهان گوید که:من با او چه کردم؟ گو

بزیر لب: بیازردیش یک باری که خود داند

7

و گر پرسد لبم: یاری چه بااو کرد؟ در گوشش

بگو: تقصیر کرد او نیز در کاری که خود داند

8

وگر گوید: جفا کارم، که من زو به بسی دارم

بگو: چون اوحدی داری وفاداری، که خود داند

متن شعر کپی شد.