کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۷۸ - سر نگردانم ازو، گر به سرم گرداند...

1

سر نگردانم ازو، گر به سرم گرداند

بنهم گردن، اگر خاک درم گرداند

2

نه چنان بسته مهرم که بپیچانم رخ

وقت شمشیر زدن گر سپرم گرداند

3

روی بنمود و چو مشتاق شدم، بار دگر

باز پوشید، که مشتاق ترم گرداند

4

گاه آنست که: یاد لب شیرینش باز

همچو فرهاد به کوه و کمرم گرداند

5

ای نسیم سحر، از خود به فغانم، برسان

خبر او، که ز خود بی خبرم گرداند

6

پیش ازینم خبر از پا و سر خود می بود

وقت آنست که بی پا و سرم گرداند

7

اوحدی در غمش ار ناله چنین خواهد کرد

زود باشد که به گیتی سمرم گرداند

متن شعر کپی شد.