کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۴ - خانه خالی شد و در کوی دل اغیار نماند...

1

خانه خالی شد و در کوی دل اغیار نماند

همه غم رفت و ه بغیر از غم آن یار نماند

2

گر چه در پای دلم خار جفا بود، دگر

گل به دست آمد و در پای دلم خار نماند

3

آن گروهی که به آزار دلم کوشیدند

چون برفتند دگر هیچ دلازار نماند

4

دشمن از غصه من علت بیماری داشت

دوستان مژده، که آن ناخوش بیمار نماند

5

چشم من بر سر خاک درش از شوق امشب

سیل خونین صفتی ریخت، که دیوار نماند

6

ناله میکردم و گفت: اوحدی، این روزی دو

قصه بسیار نگوییم، که بسیار نماند

متن شعر کپی شد.