کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۶ - نقش لب تو از شکر و پسته بسته اند...

1

نقش لب تو از شکر و پسته بسته اند

زلف و رخت ز نسترن و لاله رسته اند

2

چشمان ناتوان تو، از بس خمار و خواب

گویی که از شکار رسیده اند و خسته اند

3

دل چون بدید موی میان تو در کمر

گفت: این دروغ بین که بر آن راست بسته اند

4

سر در نیاورند ز اغلال در سعیر

آنها که از سلاسل زلف تو جسته اند

5

در حلقه ای که عشق رخت نیست فارغند

در رسته ای که راه غمت نیست رسته اند

6

روزی به پای خویش بیا و نگاه کن

دلهای ما، که چون سر زلفت شکسته اند

7

چون اوحدی به بوی وصال تو عالمی

در خاک و خون ز خفت و خواری نشسته اند

متن شعر کپی شد.