کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۳ - تو آفتابی و خلقت چو سایه بر اثرند...

1

تو آفتابی و خلقت چو سایه بر اثرند

کز آستان تو چون سایه در نمی گذرند

2

چو تیر غمزه زنی بر برابرند آماج

چو تیغ فتنه کشی در مقابلش سپرند

3

غم تو قوت دل خویش ساختند چنان

که گردمی نبود خون خویشتن بخورند

4

هزار قافله سر گشته شد ز هر جانب

بدان امید که راهی به جانب تو برند

5

به بوی آنکه ببینند سایه تو ز دور

چو سایه کوی به کوی و چو باد در بدرند

6

چو دامن تو نیاید به دست درمان چیست

به غیر از آنکه گریبان خویشتن بدرند

7

اگر تو قصد دل اوحدی کنی دل چیست؟

سزد که جان بفروشند و چون تویی بخرند

متن شعر کپی شد.