کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۰۶ - نگار من به یکی لحظه صد بهانه کند...

1

نگار من به یکی لحظه صد بهانه کند

وگر به جان طلبم بوسه ای رهانه کند

2

به سنگ خویش بریزد ز طره عنبر و مشک

هر آنگهی که سر زلف را به شانه کند

3

ز چشم من پس ازین گر چنین رود سیلاب

درین دیار کسی را مهل که خانه کند

4

به وقت مرگ وصیت کنم رفیقی را

که گور من هم از آن خاک آستانه کند

5

به زلف او دلم از بهر خال شد بسته

که مرغ میل به دام از برای دانه کند

6

زمانه مایه بیداد بود و طره او

بدان رسید که بیداد بر زمانه کند

7

به شیوه گوشه چشمش چو ناوک اندازد

ز گوشه جگر اوحدی نشانه کند

متن شعر کپی شد.