کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۲۸ - آن روز کو که روی غم اندر زوال بود؟...

1

آن روز کو که روی غم اندر زوال بود؟

با او مرا به بوسه جواب و سوال بود

2

با آن رخ چو ماه و جبین چو مشتری

هر ساعتم ز روی وفا اتصال بود

3

از روز وصل در شب هجر او فتاده ام

آه! آن زمان کجا شد و باز این چه حال بود؟

4

بر من چه شب گذشت ز هجران یار دوش؟

نه نه، شبش چگونه توان گفت؟سال بود

5

گفتم که: بی رخش بتوان بود مدتی

خود بی رخش بدیدم و بودن محال بود

6

آن بی وفا نگر که: جدا گشت و خود نگفت

روزی دلی ربوده این زلف و خال بود

7

ای اوحدی، بریدن ازان زلف همچو جیم

دیدی که بر بلای دل خسته دال بود؟

متن شعر کپی شد.