کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۳۸ - هر که با عارض زیبای تو خو کرده بود...

1

هر که با عارض زیبای تو خو کرده بود

گر دمی با تو برآرد نه نکو کرده بود

2

گر به مشک ختنی میل کند عین خطاست

هر که او چین سر زلف تو بو کرده بود

3

پیش چو گان سر زلف تو آن یارد گشت

که بر زخم جفا صبر چو گو کرده بود

4

بارها زلف تو، دانم، که بر روی تو خود

شرح سودای مرا موی به مو کرده بود

5

کاسه سر ز تمنای تو خالی نکنم

و گرم کوزه گر از خاک سبو کرده بود

6

هر دلی کان نشود نرم بسوز غم تو

نه دلست آن، مگر از آهن و رو کرده بود

7

اوحدی گر ز فراق تو ننالد چه کند؟

در همه عمر چو با وصل تو خو کرده بود

متن شعر کپی شد.