کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴۲ - عشق همان به که به زاری بود...

1

عشق همان به که به زاری بود

عزت عشق از در خواری بود

2

دست بگیرد دل درویش را

دوست که در مهد و عماری بود

3

هم نکند صید چنان آهویی

گر سگ ما شیر شکاری بود

4

از گل و باغش نبود چاره ای

دیده که چون ابر بهاری بود

5

یار مرا می کشد از عشق خود

کشتن عشاق چه یاری بود؟

6

روز که بی وصل بر آید ز کوه

در نظر من شب تاری بود

7

هم بکند چاره او اوحدی

چون شب رندی و سواری بود

متن شعر کپی شد.