کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴۶ - در هر ولایتی ز شرف نام ما رود...

1

در هر ولایتی ز شرف نام ما رود

گر دوست بر متابعت کام ما رود

2

ای باد صبح دم، خبر او بیار تو

آنجا مجال نیست که پیغام ما رود

3

هر حاصلی که داد به عمر دراز دست

ترسم که در سر هوس خام ما رود

4

هر لحظه نامه ای بنویسم به مجلسی

روزی مگر به مجلس او نام ما رود

5

دل را گر آرزوست که یابد مراد خود

ناچار بر مراد دلارام ما رود

6

زین سان که کم نمی کند آن شوخ سرکشی

بسیار فتنها که در ایام ما رود

7

ای اوحدی،مریز دگر دانه سخن

کان مرغ نیست یار که در دام ما رود

متن شعر کپی شد.