کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۵۷ - بریدن حیفم آید بعد از آن عهد...

1

بریدن حیفم آید بعد از آن عهد

چنین رویی نشاید آن چنان عهد

2

گرفتم عهد ازین بهتر نداری

به زودی تازه کن باری همان عهد

3

چو گل عهد تو بس ناپایدارست

از آنم پیر کردی، ای جوان عهد

4

به عهدت دست میگیری، چه سودست؟

چو یک ساعت نمی پایی بر آن عهد

5

چو فرمانت روان گردید بر من

برون رفتی و بشکستی روان عهد

6

میان بستی به خون ریزم دگر بار

تو پنداری نبود اندر میان عهد

7

دریغ، ای تیر بالا، ار نبودی

ترا با اوحدی همچون کمان عهد

متن شعر کپی شد.