کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۸۸ - یک شبم دادی به عمری پیش خود بار، ای پسر...

1

یک شبم دادی به عمری پیش خود بار، ای پسر

بعد از آن یادم نکردی، یاد می دار، ای پسر

2

نیک بد حالم ز دست هجر حال آشوب تو

لطف کن،ما را به حال خویش مگذار، ای پسر

3

کشته چشم توام، غافل مباش از حال من

گوشمالم بر مده، گوشی به من دار، ای پسر

4

ناله من در غم هجر تو شد زیر، ای نگار

رحمتی کن، کز غم هجر توام زار، ای پسر

5

چون گل وصلی نخواهی هرگزم دادن به دست

خارم از پای دل حیران برون آر، ای پسر

6

گفته ای: در کار عشق من بباید باخت جان

خود ندارم در دو گیتی غیر ازین کار، ای پسر

7

گفتمش: بوسی بده، گفتا که: پر بشمار زر

زر ندارم، چون شمارم؟ بوسه بشمار، ای پسر

8

دیگران را چون به وصل خویشتن کردی عزیز

اوحدی را همچو خاک ره مکن خوار، ای پسر

متن شعر کپی شد.