کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۰۰ - باد بهار می دمد و من ز یار دور...

1

باد بهار می دمد و من ز یار دور

با غم نشسته دایم و از غمگسار دور

2

آنرا که در کنار به خون پروریده ایم

خون در کنار دارم و او از کنار دور

3

کارم ز دست رفت، چه معنی که دوستان

یادم نمی کنند بر آن نگار دور

4

دیدی تو کارمن چو نگار، این زمان ببین

رویم به خون نگار وز دستم نگار دور

5

ای باد صبح، اگر بر منظور ما رسی

آن بی نظیر گو: نظر از ما مدار دور

6

صد بار جور کردی و تندی نمود، لیک

چندین نگشته ای به جفا هیچ بار دور

7

ای اوحدی، برو تو، که عهد وفای دوست

بازم نمی هلد که :شوم زین دیار دور

متن شعر کپی شد.