کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۰۳ - صنما، بی تو مرا کار به جان آمده گیر...

1

صنما، بی تو مرا کار به جان آمده گیر

دلم از درد فراقت به فغان آمده گیر

2

دل شوریده ز هجر تو به جان می آید

جان سرگشته ز هجرت به دهان آمده گیر

3

زان زنخدان چو سیب تو بده یک بوسه

وآنگه از باغ تو سیبی به زیان آمده گیر

4

خلق گویند که: حال تو بر دوست بگوی

حال خود گفته و بر دوست گران آمده گیر

5

آرزوی تو گر آنست که: من کشته شوم

آن چنان کارزوی تست چنان آمده گیر

6

گفته ای: اوحدی آن به که ز پیشم برود

رفته از پیش تو و باز دوان آمده گیر

متن شعر کپی شد.