کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۰۷ - منم غریب دیار تو، ای غریب نواز...

1

منم غریب دیار تو، ای غریب نواز

دمی به حال غریب دیار خود پرداز

2

بهر کمند که خواهی بگیر و بازم بند

به شرط آنکه ز کارم نظر نگیری باز

3

گرم چو خاک زمین خوار می کنی سهلست

چو خاک می کن و بر خاک سایه می انداز

4

درون سینه دلم چون کبوتران بتپد

چه آتشست که در جان من نهادی باز؟

5

هوای قد بلند تو می کند دل من

تو دست کوته من بین و آرزوی دراز!

6

بر آستین خیالت همی دهم بوسه

بر آستان وصالت مرا چو نیست جواز

7

هزار دیده به روی تو ناظرند و تو خود

نظر به روی کسی بر نمی کنی از ناز

8

اگر بسوزدت، ای دل، ز درد ناله مکن

دم از محبت او می زنی، بسوز و بساز

9

حدیث درد من، ای مدعی، نه امروزست

که اوحدی ز ازل بود رند و شاهد باز

متن شعر کپی شد.