کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۱۰ - ما در به روی خلق فرو بسته ایم باز...

1

ما در به روی خلق فرو بسته ایم باز

در شاهد خیال تو پیوسته ایم باز

2

دل جوش می زند ز تمنای وصل تو

ما را مبین که ساکن و آهسته ایم باز

3

با هجر و درد و محنت و اندوه عشق تو

یک اتفاق کرده و نگسسته ایم باز

4

رنگ ریا و زنگ نفاق و نشان کبر

از خود به خون دیده فرو شسته ایم باز

5

ای سنگدل، که تیغ جفا بر کشیده ای

رو مرهمی بساز که دل خسته ایم باز

6

گفتی: به راستی دلت از ما شکسته شد

خود کی درست بود؟ که بشکسته ایم باز

7

ما را تویی ر هر دو جهان و بیاد تو

چون اوحدی ز هر دو جهان رسته ایم باز

متن شعر کپی شد.