کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۷۰ - من درین شهر پای بند توام...

1

من درین شهر پای بند توام

عاشق قامت بلند توام

2

مرده آن دهان چون پسته

کشته آن لب چو قند توام

3

می دوانی و می کشی زارم

چون بدیدی که در کمند توام

4

ای هلاک دلم پسندیده

دولتی باشد از پسند توام

5

گذری می کن، ار طبیب منی

آتشی می نه، ار سپند توام

6

گو: رفیقان سفر کنند که من

نتوانم، که پای بند توام

7

ز اوحدی باز پرس حال، که من

تا چه غایت نیازمند توام؟

متن شعر کپی شد.