کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۹۰ - ای که رفتی و نرفتی نفسی از یادم...

1

ای که رفتی و نرفتی نفسی از یادم

خاک پای تو چو گشتم چه دهی بر بادم؟

2

پس ازین پیش من از جور مکن یاد، که من

تا غلام تو شدم زین دگران آزادم

3

چند پرسی تو که: از عشق منت حاصل چیست؟

حاصل آنست که از تخت به خاک افتادم

4

کردم اندیشه خود: مصلحت آنست که من

بر کنم دل ز تو، ورنه بکنی بنیادم

5

آهنینست دلت ورنه ببخشی بر من

چون ببینی که ز غم در قفس فولادم

6

از دل سخت تو آن روز من آگاه شدم

که جگر خسته بدیدی و ندادی دادم

7

مکن، ای ماه، جفا بر تن من، کز غم تو

اوحدی وار به خورشید رسد فریادم

متن شعر کپی شد.