کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۰۴ - آن تخم، که در باغ وفا کاشته بودم...

1

آن تخم، که در باغ وفا کاشته بودم

شد خار دلم، گر چه گل انگاشته بودم

2

خون جگرم خورد و بلای دل من شد

یاری که به خون جگرش داشته بودم

3

پنداشتم آن یار بجز مهر نورزد

او خود بجز آنست که پنداشته بودم

4

گستاخ منش کرده ام، اکنون چه توان کرد؟

من بدروم آن تخم که خود کاشته بودم

5

چاهی که هوس بر گذرم کند ز سودا

شاید که درافتم، که نینباشته بودم

6

هر حرفی از آن دیدم و خطیست به خونم

بر لوح دل آن نقش که بنگاشته بودم

7

سیلاب فراق آمد و نگذاشت که باشد

از اوحدی آن مایه که بگذاشته بودم

متن شعر کپی شد.