کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۵۲ - چو بدیدی که: ز غشقت به چه شکل و به چه سانم...

1

چو بدیدی که: ز غشقت به چه شکل و به چه سانم

نپسندم که: فریبی به فسون و به فسانم

2

مکن از غصه زبونم، که نه بی دانش و دونم

تو مرا گر نشانسی بشناسد کسانم

3

ز رخت عهد نجویم، ز لبت شهد نجویم

کارزوی عسلت کرد شریک مگسانم

4

کس ندانم که تواند که: ز دردم برهاند

تو کس شهر خودم کن، که نه از شهر خسانم

5

در سر هر که ببینی، هوسی هست و هوایی

در سر من هوس آن که: به پای تو رسانم

6

به جز آن یاد نخواهم که در آید به ضمیرم

به جز آن نام نشاید که بر آید به لسانم

7

اوحدی رسم تو دانست و بدو میل نمودی

به منت میل نباشد که نه رسمست و نه سانم

متن شعر کپی شد.