کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۶۳ - فراق روی تو می سوزدم جگر، چه کنم؟...

1

فراق روی تو می سوزدم جگر، چه کنم؟

ز کوی عافیت افتاده ام بدر، چه کنم؟

2

به دل کنند صبوری چو کار سخت شود

دلم نماند، ز هجر تو صبر بر چه کنم؟

3

مرا سریست به دست از جهان و آنرا نیز

برای پای تو دارم، وگرنه سر چه کنم؟

4

دلی که بود، به زلف تو داده ام، دیرست

کنون ز هجر تو جان می کنم، دگر چه کنم؟

5

ز چشم خلق، گرفتم، بپوشم آتش دل

مرا بگوی که: با آب چشم تر چه کنم؟

6

چو گویمت که: غم اوحدی بخور، گویی:

منال گو: ز غم ما و غم مخور، چه کنم؟

متن شعر کپی شد.