کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۲۱ - تا ندانی ز جسم و جان مردن...

1

تا ندانی ز جسم و جان مردن

پیش آن رخ کجا توان مردن؟

2

عاشقی چیست؟ زنده بودن فاش

وآنگه از عشق او نهان مردن

3

از برون جهان نشاید مرد

در جهان باید از جهان مردن

4

هیچ دانی حیات باقی چیست؟

پیش آن خاک آستان مردن

5

اهل یاریست، یار، در غم او

سهل کاریست هر زمان مردن

6

بوسه ای زان دهن بخواهم خواست

که نشاید به رایگان مردن

7

اوحدی، دل به دیگری مسپار

تا نباید چو دیگران مردن

متن شعر کپی شد.