غزل · اوحدی
غزل شماره ۶۲۶ - دوستی با دشمنان ما مکن...
1
دوستی با دشمنان ما مکن
سود ایشان و زیان ما مکن
2
خون من خوردی، دلم را غم بخور
دل ببری،قصد جان ما مکن
3
چون میانت خون ما ریزد، کمر
گو: فضولی در میان ما مکن
4
از لب خود کان دشمن بر میار
زهر قاتل در دهان ما مکن
5
ای که میرانی به دشنامم ز در
جز به شمشیر امتحان ما مکن
6
گر نبیند چشم ما جز روی تو
گوش بر آه و فغان ما مکن
7
راز عشقت گر بگویم آشکار
داروی درد نهان ما مکن
8
گر نمیرد اوحدی پیشت روان
هیچ رحمت بر روان ما مکن