کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۴۲ - عشق را فرسوده ای باید چو من...

1

عشق را فرسوده ای باید چو من

در مشقت بوده ای باید چو من

2

لایق سودای آن جان و جهان

از جهان آسوده ای باید چو من

3

تا غم او را به کار آید مگر

کار غم فرسوده ای باید چو من

4

از برای خوردن حلوای غم

خون دل پالوده ای باید چو من

5

انتظار دیدن آن ماه را

سالها نغنوده ای باید چو من

6

تا ز وصل او به درمانی رسد

درد دل پیموده ای باید چو من

7

اوحدی، راه غم آن دوست را

خاک و خون آلوده ای باید چو من

متن شعر کپی شد.