کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۵۴ - از بند زلفش پای ما مشکل گشاید بعد ازین...

1

از بند زلفش پای ما مشکل گشاید بعد ازین

چشمی که بیند غیر او ما را نشاید بعد ازین

2

دل را چو با دیدار او پیوند و پیمان تازه شد

در چشم ما جز روی او بازی نماید بعد ازین

3

خود را چو دادیم آگهی از ذوق حلوای لبش

لذت نیابد کام ما، گر شهد خاید بعد ازین

4

در دستگاه چرخ اگر اندوه و محنت کم شود

از پیش ما گو: خرج کن چندان که باید بعد ازین

5

بس فتنه زایید آسمان، در دور چشم مست او

از روزگار بی وفا تا خود چه زاید بعد ازین

6

با زلف آن دلدار چون باد صبا گستاخ شد

یا عنبر افشاند هوا، یا مشک ساید بعد ازین

7

ای یار نیکوکار، تو تدبیر کار خویش کن

کز ما بجز سودای او کاری نیاید بعد ازین

8

تا این زمان گر نطق ما تقصیر کرد اندر سخن

بر یاد آن شیرین دهان شیرین سراید بعد ازین

9

گو: آزمایش را ببر گردی ز خاک اوحدی

گر در جهان آشفته ای عشق آزماید بعد ازین

متن شعر کپی شد.