کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۵۶ - در صدد هلاک من شیوه چشم مست تو...

1

در صدد هلاک من شیوه چشم مست تو

مرد کشی و سرکشی عادت زلف پست تو

2

غیرت دل نشاندم بر سر آتشی دگر

هر نفسی که بنگرم با دگری نشست او

3

هر سر مویت، ای پسر، دست گرفته خاطری

در عجبم که: چون بود از همه باز رست تو؟

4

مست توام، چه می دهی باده به دست مست خود؟

بوسه بده، که نشکند باده خمار مست تو

5

تا به کنون اگر سرم داشت هوای دیگری

دست بیار، تا از آن توبه کنم به دست تو

6

با همه زیرکی، نگر: صید تو گشت اوحدی

ور تو تویی، در اوفتد پنجه ازو به شست تو

متن شعر کپی شد.