کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۶۰ - گر سوی من چنین نگرد چشم مست تو...

1

گر سوی من چنین نگرد چشم مست تو

سر در جهان نهم به غریبی ز دست تو

2

آمد بهار و خاطر هر کس کشد به باغ

میلی کی او کند که بود پای بست تو؟

3

قاضی ترا به دیده ملامت همی کند

بر محتسب، ز دست محبان مست تو

4

سر بگذرد به چرخ بلندم به گردنی

گر دست من رسد به سر زلف پست تو

5

صد بار پیش دشمن اگر بشکنی مرا

سهلست پیش من، چو نبینم شکست تو

6

دردا! که هستیم ز فراق تو نیست شد

کامی ندیده از دهن نیست هست تو

7

یک ساعت اوحدی به دو چشمت نگاه کرد

پنجاه تیر بر دلش آمد ز شست تو

متن شعر کپی شد.