کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۶۱ - ای دلبر سنگین دل، فریاد ز دست تو...

1

ای دلبر سنگین دل، فریاد ز دست تو

دستی، که دل من شد بر باد ز دست تو

2

کی راست شود کارم؟ زین غصه که من دارم

ای کار مرا ویران بنیاد ز دست تو

3

عقلم چو دهد یاری، گوید که: درین زاری

آنست که صد نوبت افتاد ز دست تو

4

دادی ز جفا نوشم، تا گشت فراموشم

چیزی که مرا بودی بر یاد، ز دست تو

5

از بند رها می کن، مملوک و بها می کن

کین بنده نخواهد شد آزاد ز دست تو

6

شادی به غمت دادم و اکنون ز غمت شادم

زیرا که نشاید شد دلشاد ز دست تو

7

چون اوحدی ار راهم باشد به در شاهم

یا دولت او خواهم یا داد ز دست تو

متن شعر کپی شد.