کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۶۴ - درین لشکر، که می بینی، سواری نیست غیر از تو...

1

درین لشکر، که می بینی، سواری نیست غیر از تو

کسی دیگر درین عالم به کاری نیست غیر از تو

2

هر آن کس را که میدانی شماری برگرفت از خود

ولی زینها کسی خود در شماری نیست غیر از تو

3

درون پرده ای، لیکن چو از ما پرده برگیرد

غم عشق تو ما را، پرده داری نیست غیر از تو

4

اگر غیری نظر بازی کند با صورت دیگر

مرا منظور در آفاق، باری، نیست غیر از تو

5

به روز خستگی خواهند مردم یاری از یاران

من دلخسته را امروز یاری نیست غیر از تو

6

چو غم دادی به غم خواران، نیابد کرد تقصیری

که در غم، عاشقان را غم گساری نیست غیر از تو

7

سگ تست اوحدی، جانا، نگاهی کن به حال او

کزین نخجیرگاه او را شکاری نیست غیر از تو

متن شعر کپی شد.