کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۷۲ - ای ترک، دل ما را خوش دار به جان تو...

1

ای ترک، دل ما را خوش دار به جان تو

مگذار تن مارا لاغر چو میان تو

2

چون سرو روان داری قدی به خرامیدن

و آن روی چو گل خندان بر سرو روان تو

3

ابرو چون کمان سازی، تا تیر غم اندازی

گر زخم خورم، باری، از تیر و کمان تو

4

هر چند فراخ آمد صحرای جهان بر من

هر لحظه به تنگ آیم زان تنگ دهان تو

5

دل خواسته ای از من، نتوان به تو دل دادن

زیرا که: چو بگریزی کس نیست ضمان تو

6

مانند رکابت رو بر پای تو می مالم

باشد که به دست افتد یک روز عنان تو

7

لاف از سخن شیرین دیگر نزنم پیشت

کین لفظ نمی زیبد الا ز زبان تو

8

آشفته شوم هر دم بر صورت زیبایی

باشد که نشان یابم روزی ز نشان تو

9

اکنون که به شیدایی چون اوحدی از غفلت

در دام تو افتادم، جان من و جان تو

متن شعر کپی شد.