کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۹۶ - ای از دهان تنگت شهری شکر گرفته...

1

ای از دهان تنگت شهری شکر گرفته

نام رخ تو گل را از خاک برگرفته

2

آن روی را مپوشان، زیرا که در ممالک

بنیاد فتنه باشد روی قمر گرفته

3

دیگر ز سر نگیرد با من جفا زمانه

گر دیگرت ببینم یاری ز سر گرفته

4

صد کاروان دل را در راه محنت تو

هم دزد رخت برده، هم شحنه خر گرفته

5

از تیر غمره تو هر بیدلی که داری

سر در سپر کشیده، پا در جگر گرفته

6

ما رنگ قصه خود پوشیده از خلایق

وآنگه ز غصه ما عالم خبر گرفته

7

هجر تو اوحدی را بیچاره کرده از غم

وز اوحدی مرا تو بیچاره تر گرفته

متن شعر کپی شد.