کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۰۶ - شب شد، به مستان اندکی تریاک بیداری بده...

1

شب شد، به مستان اندکی تریاک بیداری بده

رندان سیکی خواره را گر ساغری داری، بده

2

زین حرفهای لاله گون چون لاله میسوزد دلم

روی تو ما را لاله بس، ممزوج گلناری بده

3

اکنون که آب از کار شد، بر خیز و آب کار کن

بی کار منشین، ای پسر، آن باده کاری بده

4

امشب که در دیر آمدم، زنار باید بر میان

ای یار ترسا، حلقه ای زان یار زناری بده

5

مستی و مستوری بهم نیکو نباشد، دلبرا

یا پیش مستان کم نشین، یا ترک هشیاری بده

6

سالیست تا من بوسه ای زان لب تمنی میکنم

اکنون چو فرصت یافتم، عذرش چه می آری؟ بده

7

دانم نیاری کام دل پیش رقیبان دادنم

دشنام، باری، پیش تو سهلست، می یاری، بده

8

جانا، ز خوی تند خود، چون بی گناهم، هر نفس

صد بار بر دل می نهی، یک بوسه سر باری بده

9

از هر دو گیتی اوحدی چون عاشق زار تو شد

یا قصد آزارش مکن، یا ترک بیزاری بده

متن شعر کپی شد.