کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۱۴ - کیست دگر باره این؟ بر لب بام آمده...

1

کیست دگر باره این؟ بر لب بام آمده

روی چو صبحش در آن زلف چو شام آمده

2

بر همه ارباب عشق حاکم و والی شده

در همه اسباب حسن چست و تمام آمده

3

یاور ما نیست چرخ، همدم ما نیست بخت

ور نه چرا بگذرد صید به دام آمده؟

4

گویی: از آشوب او هیچ توانیم دید

ما به سلامت شده، او به سلام آمده؟

5

سینه ز خونریز او سخت حذر می کند

زانکه جوانست و مست، در پی نام آمده

6

گر چه ز هجران او درد سری کم نبود

کام دل خود ندید جان به کام آمده

7

مهره ششدر شدست، آه! که در دست خود

نقش موافق نداد نرد مدام آمده

8

با همه تندی و جوش در عجبم من که چون

سخت لگامی نکرد توسن رام آمده؟

9

بید، که بالا گرفت منصب او در چمن

گو که: تماشا کند سرو به بام آمده

10

با همه تلخی که کرد، در صفت و شان او

از نفس اوحدی شهد کلام آمده

متن شعر کپی شد.