کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۱۹ - نوای عشق بلبل را دلی باید بلا دیده...

1

نوای عشق بلبل را دلی باید بلا دیده

ز سوز و آه خود بسیار سرد و گرمها دیده

2

طریق جان گذاری را ز راه شوق واجسته

رموز عشق بازی را ز روی مهر وادیده

3

دل خود را بچین زلف خوبان چگل بسته

سر خود را بزیر پای ترکان سرا دیده

4

ز خوبان دیده داغ هجر و دیگرشان دعا گفته

ز ترکان خورده تیغ جور و باز از خود جفا دیده

5

بخورده چشم خود را خون و جان را تازگی داده

بکشته نفس خود را زار و تن را در عزا دیده

6

چو خوبان پرده برگیرند، جان خود فداکرده

دگر چون رخ بپوشانند ترک خود روا دیده

7

چو عیاران و سربازان میان خاک و خون صدپی

سعادت را دعا گفته، سلامت را قفا دیده

8

ز پیش سیر چشمان پرس سر این حکایت را

که مشکل داند این معنی فقیه هیچ نادیده

9

بسان اوحدی خواری به راه عشق این خوبان

زبونی جورکش خواهند و مسکینی بلا دیده

متن شعر کپی شد.