کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۲۰ - می نالم ازین کار به سامان نرسیده...

1

می نالم ازین کار به سامان نرسیده

وین درد جگر سوز به درمان نرسیده

2

جانا، سخنست این همه سوراخ ببینید

بر سینه این کشته پیکان نرسیده

3

افسوس! که موری نشکستیم درین خاک

وین قصه به نزدیک سلیمان نرسیده

4

ای ترک پری چهره، چه بیداد و جفا ماند؟

کز کافر چشمت به مسلمان نرسیده

5

از خوان تو برخاسته یغمای طفیلی

زان گونه که یک لقمه به مهمان نرسیده

6

شک نیست که این چشم چو دریا نگذارد

در شهر یکی خانه توفان نرسیده

7

زود اوحدی اندر سخن خود برساند

آوازه این جور به سلطان نرسیده

متن شعر کپی شد.