کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۲۶ - ای روشن از رخ تو زمین و زمان همه...

1

ای روشن از رخ تو زمین و زمان همه

تاریک بی تو چشم همین و همان همه

2

از خود ترا به چشم یقین دیده عاشقان

و افتاده از یقین خود اندر گمان همه

3

از مشتری به نقد، چو دلال، حسن تو

زر برده و متاع تو اندر دکان همه

4

در عالم از رخ تو نشانی شده پدید

و افتاده عالمی ز پی آن نشان همه

5

چشم تو عرضه کرده ز هر سو هزار ترک

با ما نهاده تیر جفا در کمان همه

6

دیدم که با تو ناله و فریاد سود نیست

دادم به باد عشق تو سود و زیان همه

7

چون غنچه در هوای تو یک بارگی دلیم

چون بید نیستیم ز عشقت زبان همه

8

کرد آشکار صورت خوبت هزار حسن

و آن حسنها ز دیده صورت نهان همه

9

چشم ترا به کشتن ما تیغ بر کمر

ما را به جستن تو کمر بر میان همه

10

گر کارکرد قهر تو، دادیم سر ز دست

ور یار گشت لطف تو، بریدم جان همه

11

از بس که پر شدم ز صفات کمال تو

نزدیک شد که پر شود از من جهان همه

12

در عرض دیدن تو دل تنگ اوحدی

خطی به خون نبشته و ما در ضمان همه

متن شعر کپی شد.