کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۴۴ - باز به رسم سرکشان راه جفا گرفته ای...

1

باز به رسم سرکشان راه جفا گرفته ای

تیغ ستم کشیده ای، ترک وفا گرفته ای

2

من طلب تو چون کنم؟ چون به تو در رسم؟ که تو

شیر ز دام جسته ای، مرغ هوا گرفته ای

3

نیست در اندرون من جای خیال دیگری

جای کسی کجا بود؟ چون همه جا گرفته ای

4

ما سر و مال در غمت باخته سال و ماه و تو

هم غم ما نخورده ای، هم کم ما گرفته ای

5

چیست گناه ما؟ که تو بار دگر به رغم ما

یار دگر گزیده ای، خانه جدا گرفته ای

6

جز به دعا نمیرسد دست من از غمت، ولی

راه نفس ببسته ای، دست دعا گرفته ای

7

هر گرهی ز زلف او باز کنی تو، اوحدی

کشور چین گشوده ای، ملک ختا گرفته ای

متن شعر کپی شد.